رکورد بیشترین سن باروری یک مرد ایرانی یا رکورد بیشترین اختلاف سنی یک زوج ایرانی؟

تیتر خبر چنین است: “پدری در قائمشهر با داشتن ۱۱ فرزند در سن ۱۰۸ سالگی صاحب فرزند جدیدی شد” و در ادامه بدون هیچ توضیحی لینک ویدئوی مربوطه به اشتراک گذاشته شده . خبر، مربوط به استان مازنداران است و تلویزیون محلی اقدام به تهیه گزارش و پخش آن از سیمای جمهوری اسلامی ایران کرده است.

صحبت های پیرمرد را به سختی می شود فهمید. پشتش خمیده اما ظاهرا سالم و سر حال است. او زندگی درست، تغذیه مناسب، کار و تلاش و زندگی به دور از استرس را راز سلامتی اش می داند و می گوید تا به حال مریض نشده و بیمارستان هم نرفته است. پیرمرد، کشاورز است و می گوید آدمی هر چی دارد حاصل تلاش خودش است. یازده فرزند دارد و دوازدهمی را که نوزاد است در آغوش کشیده و بارها می بوسد.

گزارشکر از همسر این پیرمرد سخنی به میان نمی آورد و دوربین تنها چند ثانیه ای روی تصویر زنی که نوزاد را در آغوش کشیده متوقف می شود. زن بسیار جوان است، چهره روستایی شکسته اش اجازه نمی دهد که بتوان سنش را به درستی حدس زد. اما هر چه هست او می تواند جای نوه پیرمرد باشد. هیچ کس با او که نه ماه جنین را در خود پرورانده است گفت و گویی نمی کند. شاید پیرمرد اجازه نداده، شاید انتخاب گزارشگر نبوده است اما هر چه هست، او به حساب نمی آید. همانطور که احتمالا در هنگام ازدواج به حساب نیامده است. چند سال داشته است؟ زیر ۱۸ سال؟ کسی از او سوال کرده است که نظرت چیست؟ پیرمرد را پیش از ازدواج دیده یا درست آن شبی که نطفه نوزاد بسته شده است؟ فقر او را رهسپار آن خانه کرده یا استبداد سرپرستانش؟ این مادر چند ساله است؟ حتی در بهترین حالت که فرض شود بالای سی سال سن دارد، فاصله سنی او با پیرمرد ۱۰۸ ساله چقدر است که توانسته باردار شود؟ هیچ کس این زن را نمی بیند. همه از پیرمرد “توانا” و “ابرمرد” می گویند. رئیس اداره ثبت احوال قائمشهر این امر را “رکورد جدید” در تاریخ ثبت احوال می داند.

و در ایران، “ابرمردانی” چون این پیرمرد کم نیستند. مردانی که “ابر” بودنشان در ارتباط یا ازدواج با چندین زن، تولید مثل و مواردی مشابه تعریف می شود. سال هاست که سن زیاد مردان در مقایسه با دخترانی که انتخاب می کنند هم دیگر آنقدر بحث برانگیز نیست. زن زاینده است و ادامه دهنده نسل. اینکه چه کسی این بذر را بکارد مهم نیست، زن زمین است و ملکی که صاحب دارد. زن هر چقدر جوان تر و از لحاظ اقتصادی در فشار بیشتر، بیشتر در معرض خطر خرید و فروش های زیر پوشش ازدواج و مواردی مشابه قرار دارد. و این امر توسط فرهنگ غالب بر جامعه ای که در آن زندگی می کند که می تواند جامعه روستایی یا شهری باشد و یا فرهنگ قبیله ای و قومی، حمایت می شود. قانون نیز نه تنها بازدارنده نیست که حمایت کننده است. اما از همه مهمتر در حالی که دنیا در حال بحث و گفت و گو پیرامون ازدواج کودکان، ازدواج های اجباری و تجاوز زناشویی و قانونی ست، فرهنگ مردسالار حاکم، با استفاده از رسانه به عنوانی ابزاری که بر اقشار مختلف جامعه تاثیر گذار است، آشکارا به تبلیغ مفاهیم فوق و قهرمان سازی از شخصیت هایی می سازد که اقدامشان نه تنها قابل ستایش نیست که به شکلی نقض حقوق زنان و دختران محسوب می شود.

و البته به چالش کشیدن چنین رسانه ای تنها توسط خود رسانه ممکن است. خبری که باید نقد شود، مورد بررسی قرار بگیرد تا در نهایت نتیجه معکوس هدف تولید اولیه اش حاصل شود.

- پریسا کاکایی

Tags: , , ,

پاسخ دهید