سنگسار باید دغدغه چه کسانی باشد؟

زنان و قوانین

هشت مارس ۲۰۱۳ شاهد راه اندازی یک کمپین جدید جهانی‌ برای متوقف کردن سنگسار بودیم. “راشل ترمن” تاریخچه‌ این خشونت علیه زنان را بررسی‌ می‌کند.

————————————————————————————————————————————————-

امروزه در سال ۲۰۱۳، هنوز شاهد سنگسار شدن زنان و مردان هستیم. سنگسار شکنجه فجیعی است که توسط جامعه بین‌المللی و نیز طرفداران صلح و عدالت در سراسر جهان محکوم و مردود گردیده است. اما وقتی‌ که “زنان و قوانین در جوامع مسلمان” اقدام به مبارزه علیه سنگسار در سطح بین‌المللی کرد، خیلی‌‌ها اهمیت این کمپین را در جامعه خود زیر سوال بردند.

آنها معتقد بودندبا وجود اینکه سنگسار بسیار اسفناک و وحشتناک است، اما چه چیزی صرف هزینه برای ریشه کن کردن آنرا توجیه می‌کند؟ چرا این انرژی را بر روی مسائلی‌ چون فقر، نابرابری غذایی  یا جنگ، که افراد بیشتری را تحت تاثیر قرار میدهد، متمرکز نکنیم؟ چرا باید به موضوع سنگسار توجه کنیم؟

مهم است توجه داشته باشیم که سنگسار تنها یک دغدغه “احساسی‌” نیست. در واقع، سنگسار نشان دهنده بخش کوچکی از موارد بسیاری ست که به نام فرهنگ، مذهب و یا رسوم باعث خشونت علیه زنان میشوند. این موضوع فراتر از علاقه وافر رسانه‌‌ها به موضوعات وحشتناک است با پرداختن به اشکال حاد بی‌ عدالتی.

سنگسار موضوعی است که همگی‌ باید به آن توجه کنیم. چرا که نماینده اتفاقاتی ست که منجر به قربانی شدن حقوق انسانی زنها بر اثر تفسیر سیاسی و مردسالارانه از فرهنگ، مذهب و سنت می‌شوند. بنابر این پرداختن به مسئله سنگسار در هر جامعه‌ای که علیه تبعیض، خشونت و کنترل بدن و تمایلات جنسی‌ زنان تلاش میکند اهمیت دارد.

توجه به این نکته مهم است که در اجرای سنگسار، جنسیت به صورت عمیقی دخیل است. با وجود اینکه سنگسار در ۱۴ کشوری که وجود دارد به صورت‌های مختلف اجرا میشود، اما اغلب بر اساس یک تفسیر مشابه از فقه اسلامی شکل گرفته است. مثلا در کشور ایران سنگسار در قانون مجازات اسلامی ایران به لحاظ فنی‌ مستقل از جنسیت است، بدین معنی‌ که مجازات زنا سنگسار است خواه مجرم مرد باشد یا زن. اما در واقعیت زنان در ایران بیشتر در معرض خطر سنگسار هستند چرا که آنها به مراتب بیشتر در معرض خطر گناهکار شناخته شدن هستند.

قانون مدنی ایران، به ویژه قانون خانواده، برای مرد امتیازات بیشتری در مواردی چون سنّ قانونی‌ رابطه جنسی، طلاق، تعدّد زوجات، ازدواج موقت، حضانت فرزند و حقوق جنسی‌ قائل میشود. در بد‌ترین شرایط اگر مرد از لحاظ جنسی‌ ارضا نشود و یا در یک رابطهٔ نامطلوب باشد، راههای بسیاری برای انحلال ازدواج و یا ارضای نیاز‌های جنسی‌ خود در رابطه‌ای دیگر در پیش روی دارد. در حالی‌ که یک زن به مراتب گزینه‌های قانونی‌ کمتری پیش رو دارد و بدلیل این قوانین تبعیض آمیز که منجر به محدود کردن حقوق جنسی‌ او میشود ممکن است درگیر رابطه جنسی‌ خارج از ازدواج شود. در حقیقت زمانی‌ که فعالان ایرانی‌حقوق زنان برای اولین بار شروع به مبارزه علیه قانون سنگسار کردند، دریافتند که سنگسار منجر به صحبت‌های گسترده تر درباره موارد تبعیض آمیز جنسی‌ و جنسیتی شده است.

به علاوه این اعمال به اصطلاح فرهنگی‌، نه تنها فرهنگی‌ نیستند بلکه کاملا سیاسی هستند و استدلال‌های بسیار قوی برای مبارزه با آنها از درون همان فرهنگ یا دین می‌توان پیدا کرد. زنا در ایران، مانند بسیاری دیگر از کشور‌ها که سنگسار در آنها اجرا میشود یک جرم سیاسی است. به عنوان مثل توجه کنید که مجازات زنا اغلب شدید تر از مجازات قتل است. حتا اگر همسر شخص، این خطا را ببخشد، زنا هم چنان به عنوان جرم علیه دولت محسوب میشود. زیرا که حکومت ایران، مانند بسیاری گروه‌های مذهبی‌ بنیاد گرا، هویت خود را در بدن زنان حک‌ می‌کند! قرائت غالب از اسلام- که مردم جایی در آن ندارند – این حکومت‌ها مرز‌های ایدئولوژیک خود را از طریق مفهوم خانواده و کنترل جنسی‌ زنان تعریف میکنند.

دولت ایران تمایل دارد صحبت از اصول فرهنگی‌ جامعه کند و بگوید قانون سنگسار جزو فرهنگ و اعتقادات ایرانیان است. اما  فریب نخورید. سنگسار هرگز قبل از انقلاب اسلامی در ۱۹۷۹ در ایران اجرا نشده است و تا همین اواخر دولت ایران منکر وجود سنگسار میشد چرا که میدانست مردم از آن پشتیبانی‌ نمیکنند. قانون سنگسار هرگز به همه پرسی‌ گذشته نشده است و سیاست‌های سانسوری شدید پیرامون این موضوع در کانال‌های رسانه‌های مختلف وجود دارد.

وقتی‌ که می‌شنویم خشونت علیه زنان باید پذیرفته شود چرا که ما باید به فرهنگ مردم احترام بگذاریم، باید از خود بپرسیم: چگونه ممکن است یک رسم، رسمی فرهنگی‌ خواند شود در حالی‌ که دولت هر گونه گفتگویی پیرامون آن را سانسور می‌کند؟ یا خبرنگاران را به جرم گزارش دادن اجرای آن به زندان می‌‌اندازد؟ یا مقامات مذهبی‌ را که اعتبار این رسم را زیر سوال میبرند سانسور می‌کند؟ در مورد سنگسار، مشابه سایر مواردی که خشونت علیه زنان توسط فرهنگ توجیه میشود، فهمیدن اینکه کجا فرهنگ تمام میشود و سیاست شروع میشود دشوار است.

در بسیاری از مواقع، درون همان فرهنگ یا دین استدلال‌های قوی برای مبارزه با این خشونت‌ها وجود دارد. اگرچه سنگسار به اسم اسلام توجیه میشود ولی‌ در واقعیت، سنگسار (رجم) هرگز در قرآن ذکر نشده است و بسیاری از علمای دینی علناً اعلام کرده اند که سنگسار در جهان امروز غیر قابل توجیه است. وقتی‌ مدافعان سنگسار مدعی داشتن تفسیر معتبر از فرهنگ، سنت یا/ و مذهب میشوند، زنها نه تنها مجبور به قبول خشونت میشوند، بلکه از تحقق‌ توانایی‌های بالقوه خود برای مشارکت در توسعه و تولید فرهنگ نیز باز می‌مانند.

در واقع صرفا به دلیل وجود تفسیر‌های اشتباه از دین یا فرهنگ ما که منجر به ترویج خشونت میشوند، نباید دین یا فرهنگ خود را رد کنیم. بلکه، به عنوان یک انسان برخوردار از حقوق بشر، ما قدرت شکل دادن و مشارکت در فرهنگ و تفاسیر دینی خود را دارا هستیم.

در نهایت باید به یاد داشته باشیم که حتا در شرایط سرکوب، زنان میتوانند با این خشونت‌ها مقابله کنند.  این مسائل بسیار حساس هستند، و بسیاری بر این باورند که چون مسئله تمایلات جنسی‌ زنان  به یک تابو تبدیل شده، نمی‌توان با این خشونت‌ها مبارزه کرد. اما کمپین “لغو سنگسار برای همیشه”، کمپینی ایرانی‌ برای لغو قانون سنگسار، به خوبی‌ نشان میدهد که زنها چگونه میتوانند در برابر این گونه خشونتها علیه زنان که توجیه فرهنگی‌ دارند، حتا در شرایط بسیار سرکوبگر نیز با موفقیت مبارزه کنند.

چرا ما باید به سنگسار توجه کنیم؟ به دلیل اینکه سنگسار بدون درک تبعیض جنسی‌ فهمیده نمی‌شود.  بدون درک اینکه چگونه بدن و تمایلات جنسی‌ زنها توسط سیاستمداران کنترل میشود، فهمیده نمی‌شود. مردم سراسر دنیا باید به سنگسار توجه کنند چرا که مسئله خشونت علیه زنان به نام فرهنگ یا دین در همه جا وجود دارد. آنجا که  پلیس‌های عفاف و حجاب خود منصوب، از اجبار اجتماعی و اقتصادی برای کنترل لباس زنها در بروکلین و نیویورک استفاده میکنند. آنجا که یک زن در بیمارستانی در ایرلند می‌میرد چون اجازه سقط جنین به او داده نمی‌شود. آنجا که عاملان خشونت خانگی تقریبا در سراسر جهان از مجازات مصون می‌مانند. اگرچه ممکن است سنگسار عمدتا در کشور‌های اسلامی وجود داشته باشد، ولی‌ خشونت علیه زنان در همه جا، هر فرهنگ و هر منطقه  تحت نام فرهنگ یا دین توجیه میشود.

پس چه کسی‌ باید نگران سنگسار باشد؟ همه!

کمپین در روز هشت مارس ۲۰۱۳ در نیویورک راه اندازی شد با نام  چرا سنگسار خشونت علیه زنان است.

منبع: دموکراسی باز

ترجمه: ن.ا.

Tags: , , , , , , ,

پاسخ دهید